كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى

1015

مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )

رسانيد . فرمان صادر شد كه كلانتران ايشان را بند كرده به سمرقند برد و داروغگان ولايات ايشان را بدرقه كرده رسانند و همان روز از بسطام روان شد و « 1 » چهار شنبه غرّهء محرّم از نشابور عبور نموده به عشق‌آباد آمد و جمعه سيم به مزار متبرّك جام شتافته شرايط زيارت آن مقام دريافت و ازين‌جا به لب آب جغجران آمده نزول فرمود و اميرزاده شاهرخ كه به موجب اشارت عليه به آن‌جا رسيده بود ، پيشكشهاى پادشاهانه كشيد و همّت حضرت صاحب‌قران همه را به جمعى كه در ركاب عالى بودند بخشيد و آق بوقا و قرابوقا جون قربانى را كه در غيبت آن حضرت خيال محال در دماغ داشته‌اند « 2 » بر در رباطى كه آن‌جاست هردو را به حلق آويختند و خواجه احمد طوسى را به جهت ضبط اموال و مفرد عمّال خراسانات تعيين فرمود و او در مدّت چهل روز ، دويست تومان كپكى نقد كرده و در ربيع الأول در سمرقند شرف بساط بوس يافته خزانه به عرض رسانيد و محل قبول يافت و حضرت صاحب‌قران ، همان زمان از لب آب جغجران ، روان شده و اميرزاده شاهرخ را كنار گرفته بازگردانيد و در كرلان نزديك رباط به سرچشمه‌اى فرود آمد و تمور خواجهء آق بوقا از سمرقند به رسم استقبال استعجال نموده در اين‌جا رسيد و نه سر اسب راهوار كشيد و از آن‌جا به كنار آب مرغاب آمد و رعايا از داروغه ججكتو آپاق تلبه « 3 » شكايت كردند و فرمان شد كه او را پاى سوراخ كرده سرنگون آويختند و از آن‌جا به تعجيل روان شده در اثناى راه حكام و داروغگان ولايات پيوسته مىرسيدند و اسبان مىكشيدند و ملازمان ركاب عالى اسبان مانده « 4 » را مىماندند و بر

--> ( 1 ) . حاشيهء نسخهء س : « و حسن صوفى ترخان از پيش اميرزاده شاهرخ آمده استفسار نمود كه در كدام مقام ادراك دولت ملاقات ميسر خواهد بود . حضرت او را به الاغ بازگردانيده فرمود كه به تعجيل آمده تا در كنار آب جغجران رسد . منه . » اين قسمت مأخوذ است لفظ به لفظ از ظفرنامه يزدى ( ج 2 ص 417 ) . ( 2 ) . ظف : « و هندوشاه شيخ هردو را گرفته درين محل بياورد . » ( ج 2 ص 418 ) . ( 3 ) . ف : اماق - ك : اباق تلبه - تصحيح بر اساس ظفرنامه است . ( 4 ) . يعنى اسبانى كه از خستگى بازمانده ( - وامانده ) بودند .